تبليغاتX
عشق

عشق

به قلمهاي
آثار تاريخي يك عاشق
دوستان عاشق تنها
موضوعات
آمار وب

جدايان راه:
لوگو دوستان
كدهاي جاوا
ططططط
سلام دوستان عزیز

یکی همشیره عزیز یه نظر گذاشته واسم

ولی ادرس نداده ولی بگم این بهتری نظری بود که داشتم

وبلگ من

www.saeed2123.blogfa.com

اين ولي بگم اين بهترين نظري بوده كه داشتم

من كمتر به اين وبلگ سر ميزنم

ولي اگه مي دونستم اين نظر منتظرم

چي بگم ابچي جاي زخم حميق هيچ وقت از بين نميره

ادرس ننوشتي وگرنه حتما به ات سر ميزدم

مي خوام بگم بي خيال ۀۀۀۀۀۀۀۀۀۀۀ...............


به قلم: نمی دونم و سعید اون روز: سه شنبه دهم اردیبهشت 1387 در اون ساعت: 0:51
|+|

طبق قانون بقاي شادي هيچ شادي از بين نميره؛
.
.
.
.
.
.
.
بلكه فقط از دلي به دلي ديگه جابه جا مي‌شه
..



************ ********* *********

نمي دانم چرا اين گونه هست؟

وقتي نگاه عاشق کسي به توست مي بيني

اما،دلت بسته به مهر ديگري است
.

بي اعتنا مي گذري وعاشقانه به کسي مي نگري
...

که دلش پيش تو نيست
.

************ ********* *********

گرصدسال پس ازمرگم قبرم رابشکافي وهنوزقلبم وجودداشته باشدخواهي ديد که روي آن نوشته شده است فقط تورادوست دارم

************ ********* *********

هرگز براي عاشق شدن، به دنبال باران و بهار و بابونه نباش. گاهي در انتهاي خارهاي يک کاکتوس به غنچه اي مي رسي که ماه را بر لبانت مي نشاند

************ ********* *********

داشتيم تو جاده ميرفتيم كه چشمم افتاد به يه تابلو كه روش نوشته بود : دوســت داشـــتن دل ميـــخواد نه دليـــل

************ ********* *********

تو كوله بارت عشق ميزارم كه بگذريم،قلب ميزارم كه جا بدي،اشك ميدم كه همراهيت كنه و مرگ كه بدوني باز بر مي گردي پيشم

************ ********* *********

اگر سلطنت بلد نباشم .سلطنت نميکنم...اگر زندگي بلد نباشم زندگي نمي کنم ...اما اگه دوست داشتن رو بلد نباشم به خاطر تو ياد ميگيرم

************ ********* *********

اگر مي توانستم مجازاتت کنم از تو مي خواستم به اندازه اي که تو را دوست دارم مرا دوست داشته باشي

************ ********* *********

پلکهاي مرطوب مرا باور کن ، اين باران نيست که ميبارد ، صداي خسته ي من است که از چشمانم بيرون ميريزند

************ ********* *********

چشمي اعتماد کن که به جاي صورت به سيرت تو مي نگرد ، به دلي دل بسپار که جاي خالي برايت داشته باشد و دستي را بپذير که باز شدن را بهتر از مشت شدن بلد است

************ ********* *********

عاشقي را شرط اول ناله وفرياد نيست تا کسي از جان شيرين نگذرد فرهاد نيست عاشقي مقدورهر عياش نيست غم کشيدن صنعت نقاش نيست

************ ********* *********

هيچ چيز بيش از يک لبخند تمسخر آميز، دهان زيبا را زشت نمي کند

 


به قلم: نمی دونم و سعید اون روز: یکشنبه چهارم آذر 1386 در اون ساعت: 23:27
|+|

ای سر چشمه ی محبت ای عشق واقعی چگونه ستایشت کنم در حالی که قلبت از محبت بی نیاز است چگونه ببوسمت وقتی که عشقت در وجودم جاری میشود بگزار نامت را تکرار کنم نامت زیبا و دلنشین است چه داشته ای که اینگونه مرا تلسم کرده ای من اینگونه نبودم تو عشق را با من آشنا کردی تو هوای دلم را با طراوت کردی زمانی که با تو هستم به آسمان بیکران پرواز میکن

رسم زندگی این است ، یکروز کسی را دوست داری و روز بعد تنهایی به همین سادگی او رفته است و همه چیز تمام شده است مثل یک مهمانی که به آخر میرسد و تو به حال خود رها می شوی . چرا غمگینی این رسم زندگیست تو نمی توانی آن را تغییر دهی پس تنها آوازی بخوان . این تنها کاریست که از تو برمی آید آوازی بخوان

خشكی چشم ها از قصاوت دلهاست قصاوت دلها از زیادی گناهان زیادی گناهان از آرزوهای طول و دراز آرزوهای بلند از فراموشی مرگ است و فراموشی مرگ از حب دنیاست و حب دنیا سرچشمه همه گناهان است

اگه بی هوا کسی وارد زندگیت شد ؛ بدون کار "خدا" بوده ! , اگه بی محابا دلها قبل از دستها بهم گره خورد ؛ بدون کار "خدا" بوده ! , اگه گریه هات تو خنده غفلت دیگران شنیده نشد تا خورد نشی ؛ بدون تنها محرمت "خدا" بوده ! , حالا هم اگه دلت شکسته و بغض تنهائی خفت کرده ؛ شک نکن تنها مرهمت "خداست" که ؛ از سر تواضع یه بهونه واسه نوازشت گیر آوورده ! آخه می دونی ؟ : "خدا" خیلی تنهاست

مرگ ترس نداره می دونی چرا؟ چون تا وقتی ما هستیم مرگ نیست وقتی هم که مرگ هست ما نیستیم

به طرف میگن : از چه تيم فوتبالی خوشت مياد ؟ ميگه : قربون جدش برم ! آ سد ميلان

برتراند راسل: ترس از عشق، ترس از زندگي است، آنان كه از عشق مي گريزند، مردگاني بيش نيستند
.

*****

خوشبين، كسي است كه جدول را با خودنويس حل ميكن


*****

بوسه اختراع طبيعت است براي هنگامي كه كلام قادر به بيان احساسات نيست


*****

هر 3 ثانیه یکی تو دنیا میمیره بشمار1 2 3 همین الان یکی مرد یادت باشه یکی از این 3 ثانیه ها نوبت من و توه


*****

امروز همان فردايي است كه ديروز نگرانش بوديم
.....

*****

اگه من و تو دوتا برگ باشيم، هنگام خزان من زودتر از تو ميشكنم تا زماني كه مي‌افتي در آغوشم بگيرمت


*****

تو را براي وفاي تو دوست مي دارم


وگرنه دلبر پيمانه شكن فراوان است


*****

اگر بوي گلي را دوست نداري شاخه هايش را نشكن


*****

ميداني چه مي شود وقتي تمام احساساتت و عشقت را جمع كني و همه را به يك نفر هديه كني ..! مايه نشاطش باشي و تمام تلاشت شاد نگهداشتن او باشد . اما او بي اعتنا باشد و بي تفاوت . اينچنين است كه لحظه هاي خاموشي جان مي گيرد


*****

زندگی دفتری از خاطرهاست ... یک نفر در دل شب ، یک نفر در دل خاک ... یک نفر همدم خوشبختی هاست ، یک نفر همسفر سختی هاست ،چشم تا باز کنیم عمرمان می گذرد... ما همه همسفریم


*****

انسان مانند یک هواپیمای سه موتوره است که موتور وسط ارتباط با خدا، موتور دست راست ارتباط باخود (اعتمادبه نفس) و موتور دست چپ ارتباط بادیگران است. درصورت روشن بودن این سه موتور انسان اوج می گیرد
*****

می دونستی اشک گاهی از لبخند با ارزش تره؟ چون لبخند رو به هر کسی می تونی هدیه کنی اما اشک رو فقط برای کسی می ریزی که نمی خوای از دستش بدی


*****

كاش مي شد سه چيز را از كودكان ياد بگيريم: بي دليل شاد بودن و پاي كوبيدن* هميشه سرگرم كار بودن و بيهوده ننشستن* حق و خواسته خود را با تمام وجود خواستن و فرياد زدن


*****

زماني كه كناره رودخانه بودم نگاهم به قله ي كوه بود به قله ي كوه كه رسيدم سراپا محو تماشاي رود شدم


*****

تو اين دنيا هر کسي يه نيمه گمشده داره که فقط لايق همونه پس سعي نکن در ساختن پازل زندگيت تقلب کني


*****

دوري عشق هاي کوچک را از بين ميبرد ولي به عشق هاي بزرگ عظمت ميبخشد مثل باد که کبريت را خاموش ميکند ولي شعله هاي اتيش را بزرگتر ميکند


*****

اگه اين روزا حس كردي توي قلبت بجاي صداي "تاپ تاپ "صداي اره و تيشه مياد نترس! مريض نشدي "من دارم توي دلت واسه خودم يك كلبه مي سازم


به قلم: نمی دونم و سعید اون روز: یکشنبه چهارم آذر 1386 در اون ساعت: 23:24
|+|

من براي سالها مي نويسم سالها بعد که چشمان تو عاشق مي شوند افسوس که قصه مادربزرگ درست بود هميشه يکي بود و يکي نبود.


به قلم: نمی دونم و سعید اون روز: یکشنبه چهارم آذر 1386 در اون ساعت: 23:22
|+|

مهم نيست گودال آبي باشي يا دريايي بيکران زلاباشي آسمان در توست

هرگز نخواستم كه تو را با كسي قسمت بكنم يا از تو حتي با خودم يه لحظه صحبت بكنم هرگز نخواستم كه به داشتنت تو عادت بكنم بگم فقط ماله مني به تو جسارت بكنم انقدر ظريفي كه با يك نگاه هرزه ميشكني اما تو خلوت خودم تنها ماله مني ترسم اينكه رو تنت جاي نگاهم بمونه يا روي شيشه چشات غبار نگاهم بمونه تو پاك و ساده مثل خواب حتي با بوسه ميشكني شكل همه آرزوهام تجسم خواب مني حتي با اينكه هيچ كس مثل من عاشق تو نيست پيش تو آيينه چشام حقير لايق تو نيست

ميدونم ميتوني قلبمو آتيش بزني اما نزن...ميدونم ميتوني بري و منو تنهام بزاري اما نزار...ميدونم ميتوني بريو باکس ديگه‌اي دوست شي اما نشو...ميدونم ميتوني جواب منو ندي اما بده...ميدونم ميتوني نابودم کني اما نکن...ميدونم ميتوني واسم افف نزاري ولي بزار اي مهربون من دوست دار

هيچ کس اشکي براي ما نريخت هر که با ما بود از ما مي گريخت چند روزي هست حالم ديدنيست حال من از اين و آن پرسيدنيست گاه بر روي زمين زل مي زنم گاه بر حافظ تفاءل مي زنم حافظ ديوانه فالم را گرفت يک غزل آمد که حالم را گرفت: ما زياران چشم ياري داشتيم خود غلط بود آنچه مي پنداشتيم

به من گفتي كه دل دريا كن اي دوست، همه دريا از آن ما كن اي دوست، دلم دريا شد و دادم به دستت، مكش دريا به خون پروا كن اي دوست rose

عشق يعني: گم شدن در كوي دوست.../هر چه در دل ارزوست.../يك تبسم يك نگاه..../تكيه گاه وجان پناه/ يك تيمم يك نماز

فریدریش نیچه : "آشفتگی من از این نیست که تو به من دروغ گفته ای، از این آشفته ام که دیگر نمیتوانم تو را باور کنم

در دفتر يادبود دوستان بر روي درختان كهنسال بر روي شنهاي ساحلي نوشتم دوستت دارم ، اما دفتر ياد بود دستان پاره شد، باد درختان كهنسال را شكست ، امواج شنهاي ساحل را شست و برد اما ! هيچ چيز نتوانست ياد تو را از صحنه ي قلبم پاك كند ....


به قلم: نمی دونم و سعید اون روز: یکشنبه چهارم آذر 1386 در اون ساعت: 23:21
|+|

ميدوني که چه موقع مي فهمي دنيا دو روزه؟ وقتي که اوني که دوستش داري بهت بگه تا آخر دنيا باهاتم

عشق لالایی بارون تو شباست / نم نم بارون پشت شیشه هاست / لحظه ی شبنم و برگ گل یاس / لحظه ی رهایی پرنده هاست / لحظه ی عزیز با تو بودنه / آخرین پناه موندن منه

روی یک طاقچه سنگی میون دو قاب رنگی بودن من و تو با هم داره تصویر قشنگی عکس تو تو قاب خاتم در حصار خالی از غم حتی در مرگ تن من نمی گیره رنگ ماتم

کلاس عشق ما دفتر ندارد شراب عاشقي ساغر ندارد بدو گفتم که مجنون تو هستم هنوز آن بي وفا باور ندارد

به حرمت آن شاخه ی گل سرخ که لای دفتر ترانه هایم خشک شد ! به حرمت قدمهایی که با هم در آن کوچه ی همیشگی زدیم ! به حرمت بوسه هایمان ! نه ! تو حتی به التماس هایم هم اعتنا نکردی ! قصه به پایان رسید و من همچنان در خیال چشمان سیاه تو ام که ساده فریبم داد ! قصه به پایان رسید و من هنوز بی عشق تو از تمام رویا ها دلگیرم

هيچ کس اشکي براي ما نريخت هر که با ما بود از ما مي گريخت چند روزي هست حالم ديدنيست حال من از اين و آن پرسيدنيست گاه بر روي زمين زل مي زنم گاه بر حافظ تفاءل مي زنم حافظ ديوانه فالم را گرفت يک غزل آمد که حالم را گرفت: ما زياران چشم ياري داشتيم خود غلط بود آنچه مي پنداشتيم

ميدونم ميتوني قلبمو آتيش بزني اما نزن...ميدونم ميتوني بري و منو تنهام بزاري اما نزار...ميدونم ميتوني بريو باکس ديگه‌اي دوست شي اما نشو...ميدونم ميتوني جواب منو ندي اما بده...ميدونم ميتوني نابودم کني اما نکن...ميدونم ميتوني واسم افف نزاري ولي بزار اي مهربون من دوست دارم

عشق با غرور زيباست ولي اگر عشق را به قيمت فرو ريختن ديوار غرور گدايي كني... آن وقت است كه ديگر عشق نيست... صدقه است


به قلم: نمی دونم و سعید اون روز: یکشنبه چهارم آذر 1386 در اون ساعت: 23:18
|+|

اگر انسانها بدانند فرصت باهم بودنشان چقدر محدود است محبتشان نسبت به يکديگر نامحدود می شود.

***

هميشه هر چيزی را که دوست داری به دست نمی آوريم پس بياييد آنچه را که به دست می آوريم دوست بداريم.

***

بهاي عشق چيست بجز عشق ؟ (ماري لولا)

***

نمي خوام بگم قدر 1 دنيا دوست دارم چون دنيا 1روز تموم مي شه

نمي خوام بگم سياهي چشات مثل شب پر ستاره است چون شب هم بالاخره تموم مي شه

نمي خوام بگم دوست دارم چون دوست ندارم بلكه عاشقتم

***

ديدگان تو در قاب اندوه سرد و خاموش خفته بودند

زودتر از تو ناگفته ها را با زبان نگاه گفته بودند

از من و هرچه در من نهان بود مي رميدي مي رهيدي

يادم آمد كه روزي در اين راه ناشكيبا مرا در پي خويش ميكشيدي


به قلم: نمی دونم و سعید اون روز: یکشنبه چهارم آذر 1386 در اون ساعت: 23:12
|+|

معلم گفت{الف}گفتم او.معلم گفت{ب}گفتم با او.معلم گفت{پ}گفتم پیش او.معلم گفت{ج}خواستم بگویم جدایی گفت نگو

فقط کسي معني دل تنگي را درک مي کند که طعم وابستگي را چشيده باشد پس هيچوقت به کسي وابسته نشو که سر انجام آن وابستگي دلتنگيست

روبه رويم همه ابهام و اميدي نگران آنها که به جرم وفا سنگ به اين دل زدند براي اين دل نيازي به سنگ نيست اين شقايق با نگاهي سرد پرپر مي شود

افسوس... آن زمان كه بايد دوست بداريم كوتاهي ميكنيم آن زمان كه دوستمان دارند لجبازي ميكنيم و بعد ... براي آن چه از دست رفته آه ميكشيم

مي دونستي اشک گاهي از لبخند با ارزش تره؟ چون لبخند رو به هر کسي مي توني هديه کني اما اشک رو فقط براي کسي مي ريزي که نمي خواي از دستش بديpraying

چه تنگنای سختی است !. یک انسان یا باید بماند یا برود . و این دو هر دو اکنون برایم از معنی تهی شده است . و دریغ که راه سومی هم نیست

غروب شد وافتابگردان به دنبال خورشيد ميگشت ناگهان ستاره ي چشمک زدوافتابگردان او را نگاه نکرد. اري گلها خيانت نمي کنند

زندگي ام را به پاک ترين نگاه مي فروشم، پاک ترين نگاه را به پاک ترين قلب، پاک ترين قلب را به مرگ، مرگ،که زيبا ترين هديه ي خداست

وقتي دلم از همه کس و همه جا ميگيره اين جمله رو با خودم زمزمه ميکنم:چشم اگر خطا کند دل که خطا نميکند تن به زمانه دادهام هر چه زمانه میکند

اين زخم هميشه تازه را برداريد گندش زده اين جنازه را برداريد عمريست درون سينه جا خوش کرده اين قلب ابوقراضه را برداريد

دوست داشتن هميشه گـــفتن نيست گاه سكوت است و گاه نگــــــاه ... غـــــريبه ! اين درد مشترك من و توست كه گاهي نمي توانيم در چشمهاي يكد يگــرنگــــاه كنيم


به قلم: نمی دونم و سعید اون روز: یکشنبه چهارم آذر 1386 در اون ساعت: 23:11
|+|

اگه همديگرو دوست داريد ، به هم بگيد ، خجالت نکشيد ، عشق رو از هم دريغ نکنيد ، خودتونو پشت القاب و اسامی مخفی نکنيد ، منتظر طرف مقابل نباشيد، شايد اون از شما خجالتی تر و عاشق تر باشه.دست هايي كه ياري مي رسانند مقــدس تر از دست هايي هستند كه دانه هاي تسبيح را مي گردانندrose

 

از يارو مي پرسند فاميلي خدا چيه ميگه وکيلي(خدا وکيلي)

 

به همسرت نیکی کن. اگر همسر نداری به دوست دخترت نیکی کن. اگر دوست دختر نداری یکی پیدا کن. اگر پیدا نکردی تلاش کن. اگر تلاشت نتیجه نداد خاک بر سرت کن. بی عرضه بی خاصیت at wits' end - New!

 

یه ترکه میمیره. شب اول قبر ۶۲ تا فرشته میان سراغش. ۲تاشون سوال می کردن... ۶۰ تاشون حالیش می کردن

 

تركه با پسرش بانک می زنن و فرار میکنن میرن داخل یه استادیوم شروع میکنن دور زمین فوتبال دویدن، بعد از دو دور پلیس میرسه، پسره میگه: بابا پلیس‌ها رسیدن چی کار کنیم؟ تركه میگه: نگران نباش اونا هنوز دو دور عقبن rolling on the floor

 

سلام سلامتي مياره/سلامتي شادي مياره/شادي نشاط مياره/نشاط زندگي مياره/زندگي عشق مياره/عشق زن مياره/زن بچه مياره/بچه درد سر مياره/دردسر بدبختي مياره/پس سلام بي سلام

 

تركه داشته هلو ميخورده به هسته ي وسطش كه ميرسه ميگه ايول گردو هم داره

 

اصفهانيه يه مگس مي افته تو چايش مگس رو در مياره ميگه : زود باش تف کنsick

 

اگه بپرسند بهترين، زيباترين، شجاع ترين، محبوب ترين، داناترين، عاقل ترين ادم کيه؟ انگشتمو به طرفت تو دراز مي کنم و مي گم اين نمي تونه باشه

 

درجات دیوانگی: 1. گیج 2. خنگ 3. پپه 4. یول 5. اسکل 6. شاسکول 7. گاگول 8. لر 9. ترک 10. ... اسمت چی بود؟؟؟

 

اصفهانيه بيدار ميشه ميبينه زنش مرده. به دخترش ميگه: اختر ننت مرده. صبحونه واسه دو نفر درست كن

 

يه مرغه به اون يکي ميگه : ديدي بدبخت شدم: تو کيف دخترم پر خروس بيدا کردم:اين که جيزي نيست من تو کيف دخترم تخم مرغ بيدا کردمcowboy

 

باز آمد بوي گند مدرسه بوي شيطوني راه مدرسه بوي ماه مهرماه چرت و پرت بوي پرسشهاي خشک مدرسه باز ميبينم تو چشم بچه ها گريه هايي در کلاس هندسه بوي امتحان را خواهم شنيد از نگاه خشم بار مدرسه

 

تركه ميره مسجد وقتي مياد ميبينه كفشش نيست به خودش ميگه 1- من نيومدم 2- اومدم و رفتم 3- بدون كفش اومدم 4- هيچكدام

 

تركه زنش رو طلاق ميده همه بهش ميگن : بابا , طلا خانوم كه زن خوبي بود چرا طلاقش دادي ؟ تركه با عصبانيت ميگه : غلط كرده . تازه فهميدم كه چقدر عوضي بود . ديروز بازار بودم همه ميگفتن : طلا كشيده پائين laughing

 

دوست داري تغيير كني ؟ خوشگل بشي ؟ عوض بشي ؟ مامان بشي ؟ اصلا يه چيز ديگه بشي ؟ پس با ما تماس بگير . سازمان بازيافت زباله

 

چه زيباست به ياد تو با چشمهاي خسته گريستن چه زيباست هميشه در تنهايي تو را حس کردن چه زيباست در خيال با تو زندگي کردن عزيزم نام تو بر قلبم خالکوبي شده تا فراموشت نکنم . نازنين من همچون نفس کشيدن تو را بخاطر مي سپارم. يک روزه ديکه هم بدون تو گذشت

 

شیطان اعلام كرد تا می توانید گناه كنید . سهمیه ی سوخت آتش جهنم تموم شدهfeeling beat up

 

وصيت نامه حسين فهميده: جان مادرتان براي تانکها بوق بذاريدمولا علي (ع) مي فرمايند : زندگي دو روز است ، روز اول به نفع تو و روز دوم عليه تو . روزي كه به نفع توست مغرور نشو و روزي كه عليه توست صبور باش . زيرا كه عمر هردو كوتاه است

 

شايد آن روز که سهراب نوشت : تا شقايق هست زندگي بايد کرد خبري از دل پر درد گل ياس نداشت بايد اينجور نوشت هر گلي هم باشي چه شقايق چه گل پيچک و ياس زندگي اجبارست

 

وقتي گريه مي کنم تو را در ميان اشکهايم مي بينم **ولي اشکهايم را پاک مي کنم تا کسي تو را نبيند

 

نمي گويم فراموشم نکن هرگز/ ولي گاهي به ياد آور/ رفيقي را که ميداني/نخواهي رفت از يادش عشق با غرور زيباست ولي اگر عشق را به قيمت فرو ريختن ديوار غرور گدايي كني... آن وقت است كه ديگر عشق نيست... صدقه است کسانی که دیر قول میدهند خوش قولترین مردمان دنیا هستند....ژان ژاک روسو

 

یک سنگ کافی است برای شکست یک شیشه یک جمله کافی است برای شکستن قلب.یک قلب کافی است برای عاشق شدن. یک دوست کافی است برای یک عمر زندگی

 

دریا رو دوست دارم ولی از امواجش می ترسم بهار را دوست دارم ولی از تاریکی اش می ترسم شمعی از جنس تو را دوست دارم ولی از اب شدنش می ترسم

 

سوختم باران بزن شايد تو خاموشم کني / شايد امشب سوزش اين زخم ها را کم کني آه باران من سراپاي وجودم آتش است / پس بزن باران بزن شايد تو خاموشم کني

 

اگه خدا تا لب پرتگاه بردت بدون يا از پشت گرفتتت .. يا همون لحظه پرواز رو يادت مي ده

 

دوستاي خوب مث ستاره‌ها ميمونن... حتي وقتي نمي بينيمشون باز هم سر جاشون هستن!!

 

دل مي گيرد و ميميرد و هيچ کس سراغي ز آن نمي گيرد. ادعاي خدا پرستيمان دنيا را سياه کرده ولي ياد نداريم چرا خلق شديم. غرورمان را بيش از ايمان باور داريم. حتي بيش از عشق

 

دور قلبم کنفی بافته ام تا که هر عنصر سخت به دلم راه ندم همه اندیشه من فانی شدنم اندیشه کنون همه عاشق شدن است !

 

دو خط موازي هرگز به يکديگر نميرسند مگر اين که يکي بشکند براي رسيدن به ديگري

 

در زندگي باران نباش كه فكر كنند خودت را با منت به شيشه ميكوبي ؛ ابر باش تا منتظرت باشند كه بيايي

 

زندگي در گرو خاطره هاست ؛ خاطره ها در گرو فاصله هاست ؛ فاصله ها تلخ ترين خاطره هاست.


به قلم: نمی دونم و سعید اون روز: یکشنبه چهارم آذر 1386 در اون ساعت: 23:9
|+|

كوچه اي هست كه هر روز غروب در انتظار شنيدن گام هاي ِ توست.
ودراين كوچه خانه اي ست
...

تو رفتي وچه پرشتاب گذشتي

تو،حتي لحظه اي صميمانه، به در چوبي آن خانه نگاه نكردي

اگرچه ميدانستي
پشتِ آن درحياطي ست وباغچه اي،

تو،رفتي وچه آسان گذشتي

توحتي لحظه اي گذارا، اين انديشه به ذهنت خطور نكرد كه گل هايِ باغچه،
با اصالت دستان تو روئيدند
.
تو رفتي وچه سخت گام برداشتي

اگرچه مي دانستي،
كسي هست در ان خانه.،كه هر روز، گل هايِ اطلسي ورازقي را آب مي دهد

عشـــــــــــــــــــــــــــــــق
چرا تا عشق هست همه ميرن طرف کينه و نفرت بی عشق مباش تا مرده نباشی در عشق بمير تا زنده بمانی سعی کن هميشه خونه عشقت خالی از عشق کسی باشه سعی کن عظمت عشق را هيچ وقت درک نکنی .چون عشق به قدری بزرگ و ویران کننده هست که هر کسی جنبه و قدرت کشش عشق را ندارد.امــا!!اگر روزی عاشق شدی فقط برای یک نفر بشو!فقط برای اون گریه کن بخند و...سعی کن اگه به کسی میگی دوستت دارم هیچ وقت زیر حرفت نرنی!و برای عشقت بجنگی!!سعی کن يه عشق پاک آسمانی و مقدس داشته باشی هيچ موجودی تنها نيست چون خدا هميشه با اوست وخدا آفريده هاشو دوست داره با اشکهایم ذکر وصال را میشمارم بدرستی که آموزگار بی وفایی هستی

عشق نمی پرسه که تو کی هستی؟

عشق فقط میگه تو مال منی...

عشق نمی پرسه که اهل کجایی ؟

فقط میگه تو قلب من زندگی می کنی...

عشق نمی پرسه که چی کار می کنی؟

فقط میگه باعث میشی قلب من به ضربان بیفته...

عشق نمی پرسه چرا دور هستی؟

فقط میگه همیشه با منی...

عشق نمی پرسه که دوستم داری؟

فقط میگه دوستت دارم


به قلم: نمی دونم و سعید اون روز: یکشنبه چهارم آذر 1386 در اون ساعت: 22:54
|+|

Copy Right By: Http://WWW.J28.coo.ir
Sponsored By: Masoud Rezaie

< function hidetext(){ if (document.all) supertext.style.visibility="hidden" else if (document.layers) document.supertext.visibility="hide" clearTimeout(animatetext) } if (document.all||document.layers){ document.write(''+thecontent+'') window.onload = initializeBall; window.onresize = new Function("window.location.reload()"); } قالب و كدهاي جاوا > < قالب و كدهاي جاوا > < > dariushkamani.blogfa.com

<
> > >< > < onLoad and onUnload Example

> > <
java script by:http://varparide123.blogfa.com/ > <

< < >